تبلیغات پنجشنبه 5 آذر 1388
نویسنده: کامران
سه شنبه 26 آبان 1388
نویسنده: کامران
نیای امروز حق خواندن و نوشتن به زبان مادری از دوران ابتدائی تا عالی یکی از اساسی ترین حقوق به رسمیت شناخته شده در جهان می باشد که علاوه بر کشورهای مترقی و پیشرفته در کشورهای جهان سوم نیز به رسمیت شناخته شده و کلیه ملتها و اقوام ساکن در هر یک از جغرافیاهای مذکوراز ان بهرمند می باشند و سازمان ملل متحد نیز یک روز را به عنوان روز زبان مادری نام گذاری نموده و هرساله در کشورهای مختلف جهان با برگزاری مراسمی گرامی داشته می شود.اما متاسفانه در کشور ما ایران بر خلاف قوانین و کنوانسیونهای رایج در جهان با لجاجت و پیشبرد سیاست اسمیلاسیون( همگون نمودن همه ملتهای ساکن در ایران) حاضر به قبول ان نبوده و به هیچ یک از ملتها اجازه تحصیل به زبان مادری را نمی دهد و حتی برای ان مانع تراشی نیز می نماید و به بهانه ایران و ایرانی بودن و نیز اسلامیت در حال زدودن هویت ملتهای دیگر از جغرافیای این سرزمین می باشد. در این وضعیت ملت لر به دلایل زیر تحت بیشترین فشارها بوده و زبان ان در حال تحلیل رفتن می باشد.1-عدم وجود کشور لر در جهان که بتواند از زبان و فرهنگ لری حمایت نماید. در حالی که هر یک از ملتهای ایران یک همسایه هم زبان دارند مثل کردها که کردستان را دارند ترکمنها که ترکمنستان را دارند یا ترکها که اذربیجان و ترکیه و غیره را دارند. 2- به دلیل قتل عام روشنفکران لر " این ملت برای مدت زمان طولانی بی صاحب بود و هرچه توانستند بر سر ان اوردند و زبان ان را تا یک لهجه تنزل دادند و بین تیرهای مختلف ان نیز تفرقه انداخته و سعی نمودند کلمه لر را محدود و محدود تر بنمایند. 3- به دلیل اهمیت سرزمین لر و منابع عظیم نفت و گاز و به خصوص "اب که شریان حیاتی مناطق کویری فارس نشین می باشد ملت لر را از سرزمینهای اجدادی به بهانه های مختلف تبعید نمودند تا راحتر بتوانند ان را اسمیله نمایند و نیز در ابتدا خواستند از شر لرها راهت شوند یعنی لرها" تا الان سپر بلای دیگر ملتها در مقابل شمونیسم فارس بودند. و موارد متعدد دیگر............................... حالا باید چه کرد؟ باید مسئله اموزش به زبان ملت لر را جدی گرفت و برای به دست اوردن حق تحصیل به زبان مادری و رسمیت سراسری ان تلاش نمودن زیرا ملت لر ملتی می باشد که در سرتاسر ایران پراکنده بوده برای همین لازم هست در کل ایران جزو زبانهای رسمی گردد از لحاظ جمعیت نیز بعد از فارسها و ترکها لرها بیشترین جمعیت را دارا می باشند و سرزمین انها نیز یکی از غنی ترین مناطق می باشد و با توجه به شرایط بین المللی و تغیر برخورد ناعادلانه با ملتهای کم جمعیت تر لازم هست که با مطرح کردن این موضوع در مطبوعات –مراکز دینی- جلسات عشایر و کلیه مکانها" دولت را برای اجرای اصل 15 قانون اساسی که در ان اموزش به دیگر زبانهای ملی به رسمیت شناخته شده هست تحت فشار قرار داد. البته این کمترین حقی هست که دولت باید به لرها بدهد گو اینکه در دنیای امروز کشورهای با مساحت 2 کیلومتر مربع و کمتر و جمعیتی 10هزارنفر وجود دارند که با توجه به امکانات "لرستان بزرگ قابلیت کشور شدن را دارا می باشد و هرگونه تاخیر در دادن ازادی به این ملت و اصرار بر سیاستهای رژیم منفور پهلوی در نابودی ملت لر عواقب خطرناکی برای اینده ایران خواهد داشت و این فرصت می تواند اخرین مهلت باشد زیرا شرایط جهان دیگر تغیر کرده و زمان سرکوب و پایمال نمودن حقوق ملتها به سر امده هست.در اینجا نیز به نمونه های کشورهائی در همسایگی ایران می پردازیم که به تازگی زبان ملتهای ساکن در جغرافیای خویش را رسمی نموده و شرایطی فراهم نمودند که این ملتها بتوانند به زبان مادری خویش تحصیل نمایند. افغانستان: رسمی شدن دو زبان سراسری و حدود ۱۰زبان محلی در مناطقی که ان ملتها در حال زندگی می باشند. عراق: رسمی شدن کردی در سراسر عراق و نیز رسمی شدن زبانهای اسوری و ترکی در مناطق زندگی این ملتها. ترکیه: در حال اماده کردن شرایط رسمی شدن زبان کردی و نیز فراهم نمودن اموزش برای بیش از ده ملت ساکن در این کشور و اختصاص تلویزیون و رادیو دولتی سراسری برای اکراد......
با گسترش ارتباطات و نیز اسان شدن
دسترسی عموم به ان ملتی می تواند در عرصه بماند که بتواند با استفاده از تمام
امکانات و تلفیق سنت بومی و مدرنیسم باعث غنای زبان ملی – فرهنگ ملی و کلا تمام
جوانب ملی خویش گردد که در این میان ملتهائی که نتوانند و یا نخواهند از این
امکانات استفاده نمایند محکوم به فنا و اضمحلال هستند به خصوص ملتهائی که فاقد
دولت ملی بوده و نیز مورد نفرت قوم
غالب هستند و از جانب انها با اعمال
دهها نوع ستم و تزیقات در حال از دست دادن هویت ملی خود می باشند که ملت لر هم
اکنون در جغرافیای ایران در صدر این نوع ستمها و فشارها می باشد که لازم هست اقشار
متمول و فرهیختگان با استفاده از کلیه امکانات مدرن امروزی سکان هدایت ملت لر را
در طوفان هجوم فرهنگی به دست گیرند و انها را از اسمیله شدن برهانند که این
طور انسانها کم نیستند به خصوص افراد ثروتمند در خارج از کشور که قلبشان برای ملت
لر و سرزمین ابا و اجدادیشان دائم در طپش بوده و حاضر به کمک برای ملت خود می
باشند در اینجا سعی خواهیم نمود یک مورد از این نوع خدمت که می تواند کمک بزرگی به
حساب بیاید را مثال زده و به مزایای ان بپردازیم که انهم عبارت هست از" لزوم
تاسیس کانال تلویزیونی لر زبان برای مناطق لر زبان ایران و سایر نقاط جهان که می
شود برای ان با مذاکره با شرکتهائی که در کشورهای مختلف دارای ماهواره
بوده و به اشخاص حقیقی و حقوقی فضا اجاره می دهند یک قرارداد امضاء نمود و
یک کانال یعنی یک فضا برای یک یا چند سال روی فرکانسهائی که راحتر بشود با انتن
ماهواره ان را گرفت اجاره نمود و به پخش برنامه های مختلف اعم از فرهنگی و سیاسی و
اجتماعی و غیره پرداخت که در اینجا فقط به نقد کانال غیر سیاسی و صرفا
اجتماعی-فرهنگی و سرگرمی می پردازیم و مزایای ان را نیز بر می شماریم:
کانال صرفا اجتماعی-فرهنگی بدون
گرایشات سیاسی که در ان بر ضد حکومت هیچگونه تبلیقات منفی انجام نپزیرد و از تحریک
دولت برای ایجاد مزاحمت در پخش ان اجتناب گردد تا بشود به راحتی برنامه های سرگرم
کننده از طریق ان پخش نمود که مزایای ان هم عبارت هست از: الف- با پخش سریالهای
تلویزیونی –و فیلم که بیشتر توسط هنر پیشه های لر تهیه شده هست از تبلیغات صدا و سیما
که در ان زبان لری فقط زبان قشر کارگر-بیسواد- و اقشار توسعه نیافته هست جلوگیری
می شود و در ان وقتی از مهندس تا دکتر و غیره با پوشش شیک و با ماشینهای
گرانقیمت تا ارایش مو به سبک مدرن و مناسب که همه به زبان لری صحبت می
کنند "ایفای نقش می کنند باعث حس خودبزرگ بینی و اعتماد به نفس در اقشار
مختلف ملت لر به خصوص دخترخانمها و نسل جوان که به دنبال کلاس هستند گردیده
و زبان لری را که در حال حاضر از شبکه های سیما از ان به عنوان یک
زبان کوچه و بازاری تبلیغ می شود به یک زبان ملی که متکلمان ان نه تنها
اقشار متوسط و روستائی بلکه اقشار با فرهنگ و ثروتمند نیز هستند به تمام ملت لر
نشان می دهدو نیز موجب اماده شدن کادر ماهر لر در زمینه های فرهنگی –هنری-سینمائی
و غیره می گردد ب-با پخش موزیک و موسیقی باعث گسترش و تقویت زبان لری گردیده و با
استفاده از تلفیق موسیقی مدرن و سنتی به موسیقی لری رنگ و بوی مدرنیسم را داده و
جوانان را به سمت گوش کردن به ان جذب نمود و به انها در مقابل موزیک ملتهای
دیگرغرور می بخشد و نیز با شناسائی افراد با استعداد و معرفی انها از شبکه
تلویزیونی باعث رونق موزیک و موسیقی لری نیز می گردد ج- با تهیه برنامه کودک و
نوجوان و دوبله ان به زبان لری باعث اشنائی کودکان از همان ابتدای زندگیشان با زبان
لری گردیده و موجب تقویت زبان در انها در سنین بزرگسالی می گرددو نسبت به زبان و
فرهنگ لری از انها افرادی متعصب می سازد در ضمن از تبلیغات صدا و سیما که در ان
بیشتر کودکان را هدف قرار داده و با برنامه های کاملا یکطرفه انها را از لر بودن
شرمگین می کند نیز جلوگیری می نماید. د- با استفاده از یک لهجه از زبان لری علاوه
بر ارتقای زبان لری و نیز ساخته شدن کلمات جدید و ورود ان به زبان لری باعث اشنائی
تمام لرها با لهجه های مختلف با یک لهجه عمومی و عام شده و حس وحدت و یک دلی را در
ملت لر افزایش میدهد و کم کم زبان ادبی سراسری ملت لر پدیدار می شود. خ-با برنامه
های اموزنده که در ان به جنبه های ملی-تاریخی و فرهنگی پرداخته و با نشان دادن
جاذبه های مناطق لر نشین به مردم ایران و نیز مردم سراسرجهان و قابلیتهای توریستی
و اقتصادی به جذب هرچه بیشتر توریسم و سرمایه گذاری کمک می نماید و از تبلیغات یک
طرفه صدا و سیما که در ان فقط مناطق اصفهان و شیراز را به عنوان تنها مناطق دیدنی
معرفی می نماید ممانعت به عمل می اید.
و دهها مزایای دیگر که می توان به ان اشاره نمود که در کل
ملت لر را از خطرات هجوم فرهنگی مصون خواهد داشت.در پایان نیز یک نکته لازم می
بینم بیان نمایم انکه تاسیس کانال تلویزیونی لر زبان رویا و غیر ممکن نمی باشد هم
اکنون ملتهای دیگر ساکن در ایران از جمله کرها- ترکها-فارسها-عربها و غیره دارای
دهها کانال مختلف سیاسی و فرهنگی می باشند که 24 ساعته اقدام به پخش برنامه به
زبانهای هر یک از ملتهای فوق می نماید و برای هزینه های ان نیز نباید نگران بود
زیرا پس از تاسیس نه تنها هزینه خود را درخواهد اورد بلکه مازاد و سود دهی نیز
خواهد شد که می توان به موارد درامد در ان به پخش اگهی بازرگانی- فروش موزیکها و
برنامه ها و نیز سریالهای تولید شده توسط کانال فوق و موارد بیشمار دیگر اشاره
نمود که یک همت همگانی و مدیریت صحیح برای ان طلبیده می شود
اینکه ملت لر ملتی مظلوم و ستم
دیده هست و از گذشته تا به حال دهها مورد ظلم بر انها وارد شده هیچ شکی نیست اما
چه باید کرد؟ و چگونه می توان ملت لر را از خطراتی که در کمین انها هست نجات داد؟
و چطور می توان حقوق حقه این ملت را برگرداند؟ نکته ای که باید در ابتدا به ان
پرداخت این می باشد که چه خطراتی در کمین ملت لر می باشد؟ جدای از مشکلات و خطرات
اقتصادی که ملت لر با ان روبرو بوده و دارد با ان دست و پنچه نرم می کند خطر
بزرگتر" روند لر زدائی و فارسی شدن ملت لر به خصوص نسل جدید و
بیگانگی با تاریخ فرهنگ و زبان لری می باشد که اگر جلوی این روند گرفته نشود تا
چند دهه اینده به جز افراد کهنسال و میان سال کسی قادر به صحبت کردن به زبان لری
نخواهد بود و از اینک باید ملت لر را ملتی اسمیله و مسخ شده تصور نمود. اما
چطور می توان این روند یعنی فارسیزه شدن را در مناطق لرنشین متوقف نمود؟ در اینجا
با ده روش ساده که نه نیاز به سرمایه هنگفت داشته و نه کسی مشکلی درست می
تواند بنماید از نابودی و اضمحلال زبان و فرهنگ لری محافظت کرده و ان را توسعه هم
بدهیم که ان نیز بستگی به احاد مردم لر و همکاری همگانی دارد که می توان به
این صورت دسته بندی نمود:
1- با فرزندانمان تنها به زبان لری صحبت کرده و به انها فرهنگ و تاریخ غنی لری را انتقال دهییم.
2- با یکدیگر تنها به زبان لری صحبت نماییم و از فارسی صحبت کردن بشدت اجتناب کنیم زیرا اگر ما به هویتمان بی محلی کنیم دیگران به ان احترام نخواهند گذاشت.
3-به هنگام مراسم عروسی-عزا- و غیره تنها از موزیک و موسیقی لری استفاده نماییم.
4-برای فرزندانمان اسامی لری بگذاریم و در صورت
تاسیس شرکت یا نامگذاری محل کار و غیره فقط اسامی لری را انتخاب نماییم
5-- در مکالمات روزمره از استفاده کردن از کلمات فارسی مگر در مواقعی که مترادف لری ان نیست استفاده ننماییم.
6-فارسی صحبت کردن در قشر مرفه و
به اصطلاح روشنفکر را در جامعه لر تبدیل به یک ناهنجاری نموده و با کسانی که به
زبان خود و فرهنگ لری پشت کرده اند ارتباطاتمان را محدود و در مواقعی قطع نماییم-
7-کسانی
که به موزیک-زبان-و فرهنگ لری خدمت می کنند( فرهیختگان) را
تشویق و مورد حمایت قرار دهیم
8- از به کاربردن نامهای طا یفه ای به جای کلمه لر خوداری کرده و تنها خود را لر بنامیم و سپس متعلق به مثلا فلان طایفه بدانیم
9- در محل کار با لر زبانها فقط به لری صحبت نماییم و از کلاس گذاشتن و فخر فروشی به زبان غیر لری بپرهیزیم و ان را نشان دهنده فرهنگ ندانیم( منظور فارسی صحبت کردن).
10- با ملتهائی که زبانشان به لری نزدیک هست مثل بعضی از تیرههای کرد به زبان لری صحبت نماییم حتی اگر بعضی از کلمات برایمان نامفهوم باشد در ان صورت از زبان فارسی برای رفع مشکل استفاده نماییم ان هم برای فقط کلمه ای که متوجه نشده ایم.
با نگاهی به تاریخ صد ساله اخیر در جهان مشاهد می شود که در طی این مدت جغرافیای سیاسی کشورهای مختلف بکلی تغیر کرده و کشورهائی تجزیه شده و کشورهای نیز به وجود امده اند که می توان در اروپا به متلاشی شدن امپراطوری اتریش –مجارستان و عثمانی بعد از جنگ جهانی اول و در اسیا نیز به تجزیه شبه قاره هند به چندین کشور و پایان استعمار و استقلال کشورهای مختلف در قارههای اسیا افریقا و امریکای لاتین و غیره و نیز تغیرات در مرزهای جغرافیائی در اکثر کشورهای جهان اشاره کرد و در چند دهه اخیر نیز به تجزیه شوروی سابق یوگسلاوی و چکسلواکی در اروپا و اتیوپی در افریقا و اندونزی در اسیا اشاره کرد که در تمامی این تجزیه ها دو عامل دینی یا مذهبی مثل تجزیه کروات ها از صربها و بوشناکها از صربها یا عامل نزادی مثل تجزیه اقلیتهای قومی غیر روس از روسها اشاره کرد .حتی یوگسلاوی که به معنای سرزمین اسلاوهای جنوبی می باشد و از لحاظ زبانی و نزادی خیلی به هم نزدیک بودند نیز با جنگهای خونین تجزیه شدند و کشورهای جدیدی متعاقب ان تشکیل شدند در حالی که اشتراک انها بیش از افتراق انها بود که در ادامه بحث ان را به ایران تعمیم خواهیم داد. با این مقدمه مختصر حالا به این بحث می پردازیم که با توجه به عدم تجانس فرهنگی زبانی ملی مذهبی نزادی تاریخی و جغرافیائی در ایران چرا این کشور تجزیه نشده و همچنان به حیات خود ادامه می دهد در حالی که هر یک از ملیتهای موجود در کشور در برهه ای از زمان دست به قیام زده و به شدت سرکوب گردیده اند و نیز از لحاظ جمعیتی اقوام لر،ترک و کرد از قوم حاکم بیشتر بوده و هر یک در زمانی حاکم این کشور بوده و بر ان حکومت می کردند. برای برسی علت ان ابتدا باید ببینیم چرا با توجه به اقلیت بودن قوم فارس انها توانستند حاکمیت را به دست بگیرند؟ اگر از لحاظ کلی این مسئله را در نظر بگیریم یک عامل مشترک که ملیتهای سه گانه بالا دارند و فارسها فاقد ان بودند حس ضد استعماری و عدم ظلم پذیری و عدم معا مله بر سر غیرت و منافع ملی و نیز حساسیت انها نسبت به اجانب اروپائی می باشد که با نگاهی اجمالی به تاریخ ملاحظه می شود اکثر قیامها بر ضد دول استعماری و خفقان حاکم توسط لرها ،ترکها کردها و انجام پذیرفته و فارسها امادگی سازش بیشتری نسبت به موارد بالا داشته و دارند که هنوز هم ملاحظه می شود. برای همین نفع استعمار انگلستان در روی کار امدن یک قومی بود که در تاریخ منافع استعمار را کمتر به چالش کشانده باشد و ان نیز ملت فارس بود که البته عوامل دیگری نیز در به قدرت رساندن انها هست و ان نیز ضدیت استعمار گران با ملت لر و جلوگیری از اتحاد احتمالی آنها بر ضد استعمارگران می باشد. حال این سوال مطرح هست که با تمامی اختلافها چطور هنوز این کشور توانسته با هر ترفندی این ملتها را در بند نگاه دارد؟ یکی از مهمترین عوامل نگاه دارنده این کشور 1- رقابت بین دول روسیه و استعمار انگلستان در قرن نوزدهم و بیستم و حائل بودن ایران و مانعی در جهت حفظ هند از هجوم روسیه تزاری بودن ان کشور باعث حفظ موجودیت در ان زمان گردید2- دوران معاصر- و قبل از پایان جنگ سرد که باز هم رقابت بین دو بلوک قدرت و مجددا همان دلیل بالا باعث حفظ مجدد این کشور گردید. در بعد داخلی نیز مسخ ملتهای تحت ستم زمانی با ترفند ایرانی بودن و زمانی هم به بهانه اسلامیت و تفرقه بین اقوام موجود از جمله اختلاف بین کرد و ترک لر و عرب و غیره. یک نکته که باید به ان اشاره کرد استفاده شمونیستم فارس از کلمه ایران و اریائی و سوء استفاده از این کلمه برای تداوم حاکمیت بر سایر اقوام و ملتها می باشد که باید به انها گفت اولا ایران و اقوام ایرانی یک کلمه کلی هست مثل سامی و یا اسلاو که اگر برای یکپارچگی این کلمه کافی بود اینک ملل مختلف اسلاو زیر یک پرچم و در یک کشور بودند در حالی که از جهت زبانی و نزادی قرابت انها بیشتر از قرابت بین اقوام به اصطلاح ایرانی می باشد و نیز حتی کشورهائی که زبانشان یکی هست نیز با توجه به منافع ملی جداگانه دارای کشوری سوا از هم هستند که می توان به کشورهای عربی و انگلیسی زبان و اسپانیائی زبان اشاره کرد. پس نمی توان از ملل مختلف در ایران توقع داشت که صرفا به بهانه ایرانی بودن و یا مسلمان بودن در ترکیب کشوری بمانند که انها را از کلیه حقوق ابتدائی محروم کرده هست و اصولا در دنیای حاضر منطقی نیست که مللی با اینهمه اختلافات در کنار هم بمانند. تاریخ نشان داده هست که مللی می توانند در کنار هم و در یک کشور زندگی بکنند که دارای زبان مشترک –تاریخ مشترک- جغرافیای مشترک- فرهنگ مشترک و نزاد مشترک –دین و مذهب مشترک باشند که می بینیم خیلی از اقوام موجود در ایران فاقد ان با ملت فارس می باشند. حتی موارد بالا نیز نسبی بوده و هستند مللی که با تمام اشتراکات فوق باز هم در کشورهای جداگانه می باشند. پس با یک نتیجه گیری کوچک پی می بریم که با توجه به اینهمه اختلاف و نیز انحصاری شدن کلیه امکانات کشور در دست یک قوم و تلاش برای زدودن هویت اقوام و ملل مختلف این ملتها نیز در اینده تلاش خواهند نمود دولت ملی شان را تاسیس کنند و با توجه به شرایط زمانی و اگاهی ملل تحت ستم این فرایند یعنی تجزیه ایران بطور حتم محقق خواهد شد و زمان ان هم به اینصورت می تواند باشد که در صورت سقوط رزیم توسط حمله خارجی بین پنج تا ده سال اینده و در صورت سقوط توسط مردم و حرکتهای دمکراتیک بین ده تا پانزده سال اینده .البته این یک پیش بینی هست و زمان ان کم و زیاد می تواند بشود اما تجزیه ان اجتناب ناپذیر خواهد بود. از طرفی هم با پایان دوران جنگ سرد کشورهائی که به خاطر حفظ منافع غرب تشکیل شده بودند دیگر لزومی به حفظ انها نمانده و توسط همانها مجددا متلاشی شدند که می توان به یوگسلاوی سابق اشاره کرد که با توجه به سابقه تاریخی" ایران هم همان وضعیت را دارا می باشد و از لحاظ حفظ منافع غرب دیگر مثل سابق نیازی به حفظ ان نیست و برای غرب تاریخ مصرفش تمام شده است.
مرتضی حسینی
کی لهراس باطولی بویر احمدی یکی از دلیرمردان و شهدای بزرگ تاریخ ملت لر هست. وی در میان مردم لر و مخصوصا کهگلویه و بویر احمد از احترام فراوانی برخوردار بود. او بخاطر مبارزات فراوان با دولت ایران بسیار مشهور است. وی بشدت مخالف حکومت دولت ایران بر سرزمین لرنشین بود. و عقیده داشت که لرها قادر هستند برای خودشان تعیین تکلیف کنند. و البته دولت زیاده خواه ایران نیز که دشمنی بزرگی با لرها داشت. قصد در سرکوب کامل مردم لر داشت و ظلم های زیادی به این مردم می کرد. مردم لر نیز در آن زمان غائله بزرگی بر علیه دولت ایران انجام دادند. که یکی از مهمترین آنها قیام کی لهراس است. کی لهراس که تحمل این همه ظلم را نداشت. با چند تن از دوستانش طرح یک مبارزه بزرگ را ریخت و سپس به اردوی نظامی دولت ایران در کوهستان های تامرادی به فرماندهی یاور کاظم حمله کرد و تلفات زیادی به آنها وارد ساخت و دولت ایران شکست بزرگی را از کی لهراس متحمل شده بود، باز هم لشگر کشی کرد و این بار به فرماندهی حبیب الله شیبانی ، در این جنگ در حالی که کی لهراس و دوستانش تلفات زیادی به دشمن وارد کرده بودند اما در میانه های جنگ یکی از دوستان خائنش که از قبل کینه کی لهراس را به دل داشت و منتظر فرصت مناسب برای کشتن کی لهراس بود. او را در سنگرش کشت.و اینگونه غائله تمام شد. و دولت ایران توانست دوباره بر لرها سلطنت کند.
شخصیت کی لهراس یک شخصیت کاملا قهرمانانه و سلحشور بود. به نقل از همسر ایشان زمانی که کی لهراس میخواست به تنگ تامرادی برود در آخرین لحظه از همسرش می پرسد که آیا بچه ای در شکم داری؟ و همسرش جواب منفی می دهد.و او آخ سردی می کشد و می گوید که من از این زندگی سهمی نداشتم. و همسرش می پرسد چطور مگر؟ و کی لهراس می گوید آخر دیشب خواب بد دیده ام و گمانم دیگر برنگردم، و همسرش با التماس از او می خواهد حالا که خواب بد دیده پس چند روزی در خانه بماند و صبر کند. اما کی لهراس در جوابش میگوید بنشینم در خانه تا مردار شوم.و سپس سوار اسب می شود و می رود.
او همواره در جواب کسانی که می گفتند برعلیه دولت نباید قیام کرد و خودمختاری خیانت است می گفت:
یعنی: وقتی کسی مثل معین التجار بوشهری از بن و کلخونگ عشایر ممسنی مالیات می گیرد ، باید کسی مانند میرغلام باشد تا تلافی کند.
یعنی بگذارید ما را شورشی و خودمختار بدانند ، ما به این صفات افتخار میکنیم.
او شخصیتی طغیانگر و انقلابی بود که در راه سرافرازی مردم لر رشادت های زیادی از خود نشان داد. جالب اینجاست که حتی بعد از مرگش سربازانی که او را جابه جا میکردند از جسدش هم می ترسیدند.
کی لهراس و میرغلام تا ابد در قلب مردم لر خواهند بود و ملت لر به آنها و همرزمانشان افتخار خواهند کرد.
جنگ نابرابر تامرادی و قیام کی لهراس نشانی است از وحشت دولت ایران از مردم لر ، تفرقه اندازی بین مردم لر و همچنین سلحشوری مردم لر و جسارت آنها.
درست است که اینک کی لهراس در بین مردم لر نیست اما رویکرد او ، استقامت او ، رشادت او و یاغی گری و زیر ظلم نرفتن او همواره در بین مردم لر خواهد بود و دستمایه ای خواهد بود برای مبارزات مردم لر.
گزارشی از سفر به کردستان عراق
ماهی تُنگ در اندیشهی دریا دلتَنگ ما نهنگیم و به یک برکهی کوچک دلخو
وضعیت ملت لر بعد از اسلام
ملت لر در بعد از اسلام همواره قدرتی بزرگ در منطقه بوده و با اینکه جمعیتش نسبت به اقوامی مانند کرد و ترک و... کمتر هم بوده.اما می بینیم که در طول تاریخ همیشه قدرتش یا از این اقوام بیشتر بوده یا حداقل همپای آنها بوده. در واقع ملت لر دارای مردم شجاع و جنگجو بوده و به همین خاطر هیچگاه در مقابل رقبای اش کم نیاورده.در واقع تنها چیزی که در بعضی از سال ها ملت لر از آن رنج برده است، اختلافات درونی بوده، در طول تاریخ هرگاه لرها متحد شده اند به قدرت رسیده اند و توانسته اند کمر دشمنان را حتی با تجهیزات اندک خم کنند. و زمانی که در بین این مردم اختلاف افتاده قدرت آنها تحلیل رفته. در دوران معاصر ما بشدت شاهد اختلافات درونی در میان لرها هستیم. هر چند که سیاست های تفرقه افکنانه توسط دولت های ایرانی به لرها از دیرباز تزریق شده اما از دوران پهلوی به بعد ما شاهد شدت گرفتن این امر هستیم، حتی در دوران پهلوی نیز زمزمه هایی از اتحاد در بین لرها شنیده می شود، اما از دوران بعد از انقلاب به بعد تفرقه افکنی میان لرها به اوج خود رسیده است. دولت جمهوری اسلامی ایران با اجرای سیاست های برنامه ریزی شده و هدفمند تا کنون توانسته اختلاف شدیدی میان مردم لر ایجاد کند.
اما لرها یک ملت مستقل هستند و دشمنان باید بدانند که نمی توان براحتی لرها را از هم جدا کرد. بی شک اگر لرها بازهم متحد شوند می توانند حقوق خود را بازپس گیرند.
لرها در بعد از اسلام دارای دولتی مستقل بودند و هرچند در طول بعضی از سال ها به دولت های ایران و یا بغداد وابستگی داشتند، اما در بقیه سال ها استقلال خود را داشته اند، و زمانی که یک ملت در طول سالیانی استقلال خود را داشته باشد ، اگر بعدها دولتی آن را ضمیمه خاک خود کند یعنی آن سرزمین را اشغال کرده و مستعمره خود قرار داده. یعنی ملت لر اکنون مستعمره ای از ایران است. بزرگترین حرکت و جنبش استقلال طلبانه ای که بعد از اتابکان لر صورت گرفت ، حرکت استقلال طلبانه ی محمد تقی خان بختیاری بود ، که موفق شد چندین سال نیمی از خاک لرها را از اشغال دولت ایران دربیاورد و استقلال خویش را اعلام کند، اما بازهم ایجاد اختلاف در میان مردم لر باعث شد تا این حرکت در نیمه های راه شکست بخورد.
جالب اینجاست که دولت های ایرانی برای توجیح زیاده خواهی شان همواره حرکت های استقلال طلبانه ی مردم لر را محکوم کرده و آن را نوعی حرکت خیانت آمیز تلقی می کنند. و می گویند چون زمان شاهان قبل قلمرو ایران این اندازه بوده نباید کوچکتر شود.و افتخاراتشان حکومت های مستبد گذشته است ، حکومت هایی که با نقض حقوق دولت های دیگر هر زمان قدرت خود را بالا می دیدند با حمله و کشتار قلمرو خود را افزایش می داده اند. اما دیگر زمانه گذشته و دورانی است که ملت ها همه به حقوق خویش آگاه گشته اند و ندای استقلال بر می آورند اما متاسفانه ما هنوز مانده ایم و دولت ایران که هر روز ما را غارت میکند ، چرا همین دولت ها که خود استعمارگری انگلیس را در تاریخ محکوم می کنند ، خودشان سالهاست که ملت لر را استعمار کرده اند و می کنند؟ مگر انگلیس تا سال ها پیش بر نیمی از ملت های جهان مسلط نبود؟ اما همه ی ملیت های جهان با پی بردن به حقوق خویش سعی در استقلال خویش دارند. امروزه زمانی رسیده که در کشورهای بزرگ و متمدن اگر منطقه ای قصد استقلال داشت، در آن منطقه اقدام به همه پرسی می کنند و اگر بالای 50 درصد مردم آن منطقه با استقلال خویش موافق بودند،استقلال آن منطقه توسط کشور مرکزی به رسمیت شناخته می شود. و نمونه اش را می توانید در کشورهای کانادا و آمریکا ببینید. در قانون اساسی کشور آمریکا عینا ذکر شده که مثلا منطقه ای مثل تگزاس این حق را دارد که با قیام عمومی و درخواست اکثریت مردم آن منطقه از آمریکا جدا شود. ولی متاسفانه در کشور های عقب افتاده مثل ایران حتی فکر کردن در مورد این مسائل هم جرم است.
دولت ایران سالهاست که سرزمین لر و منابع خدادادی اش را غارت کرده و این مردم را در فقر نگه داشته و حتی در بعضی از سال ها اقدام به نسل کشی وسیع این مردم کرده. دولت ایران با اجرای سیاست های هدفمند خود در سرزمین لر تا کنون توانسته در این مردم اختلاف بیاندازد و آن ها را تا کنون ساکت نگهدارد.
و ملت لر با سابقه زیاد و تاریخی که در زمینه عدالتخواهی و استقلال طلبی دارد، امروز با پی بردن به حقوق خویش سعی در جبران فقر و فلاکتی دارد که سالهاست دولت های ایرانی با کشتار و غارت به مردم لر تحمیل کرده اند.
آیا می دانید لرهای عراق از دیرباز وضعیتی مشابه ما داشته اند؟ برادران ما در عراق در طول تاریخ به طور وحشیانه ای مورد ظلم و استعمار دولت های عراقی و اعراب قرار گرفته اند، همانگونه که ما در طول تاریخ مورد ظلم و استعمار دولت ایران و فارس ها قرار گرفته ایم. نمونه ی نسل کشی ها و قتل عام هایی که در لرستان، کهگلویه و بویراحمد ، بختیاری و دیگر مناطق لرنشین برای مردم لر اتفاق افتاده است در بدره و خانقین و مندلی هم برای مردم لر فیلی اتفاق افتاده است. آنها در طول تاریخ رنج های زیادی کشیده اند و به تازگی تشکیلات و نهادهای سیاسی برای مبارزه با ظلم تشکیل داده اند.بسیاری از کردها به آنها پیشنهاد پیوستن به خاک کردستان را داده اند، اما بیشتر سیاستمداران آنها مخالفت کرده اند زیرا آنها می دانند که اگر به خاک کردستان پیوست شوند فقط از زیر ظلم اعراب در آمده اند و در عوض باید دوباره ظلم کردها را تحمل کنند.آنها می دانند که پیوست یک اقلیت کوچک شیعه و لر به کشوری کرد و سنی مشکل آنها را حل نخواهد کرد. آنها خواستار تشکیل یک اقلیم مستقل خودمختار بنام لرستان هستند و آن را مطرح کرده اند ولی با مخالفت عرب ها و کردها واقع شده است. متاسفانه آنها پشتیبان آنچنانی در سطح بین الملل ندارند و تنها چشم امید به لرهای ایران بسته اند. اما این را هم بخوبی می دانند که وضع لرهای ایران هم آنچنان مساعد نیست. اما مطمئنا بد بودن وضعیت قوم لر چه در ایران و چه در عراق می توانند این دو پاره تن جدا شده ازهم را هرچه بیشتر به هم نزدیک کند. برادران لر بدانید که برادرانمان در عراق بسیار چشم به راه حمایت از جانب ما هستند. آنها بسیاری از قهرمانان خود را که الگوی آنها در مبارزاتشان است را از میان شخصیت های مطرح لرهای ایرانی انتخاب کرده اند مثلا آنها برای لطفعلی خان، کریم خان ، اتابکان لر و دیگر شخصیت های مطرح قوم لر احترام بسیاری قائل اند.
آنها از ایده ایجاد کشور مستقل لرستان شامل لرهای ایران و عراق استقبال کرده اند و آن را بهترین راه برون رفت از زیر ظلم و ستم مردم لر دانسته اند. آنها با اشاره به اینکه بین تمامی مردم لر مذهب مشترک شیعه و علایق مشترک لری وجود دارد. می گویند این طرح را طرحی موفق و عدالتخواهانه می دانند.
بی شک طرح ایجاد کشور مستقل لرستان به نفع تمامی لرهای جهان است. دیگر زمان استعمار اقلیت ها گذشته ، دیگر عراقی ها نمی توانند با سرکوب مردم لرستان غربی آنها را مستعمره خود نگه دارند. مردم لرستان غربی دیگر به خود آمده اند و ظلم را تحمل نخواهند کرد. آنها چشم امید به برادران لر خود در ایران دارند تا با یاری یکدیگر از زیر ظلم خارج شوند.
1- حق و حقوق از دست رفته ما احیا می شود.
2- زبان ، فرهنگ و آداب و سنن خود را زنده و پویا نگه خواهیم داشت. و آنها را در مدارس آموزش خواهیم داد.
3- دیگر منابع نفتی ، منابع آبی و، منابع معدنی و دیگر سرمایه های ما به تاراج نمی رود و می توانیم با بازگردانی رودهای خویش که به شهرهای فارس نشین برده شده اند دوباره سرزمین خود را به بهشت تبدیل کنیم و پیشرفت کنیم. و مطمئنا لرستان بزرگ نسبت به جمعیت متوسط اش منابع بسیار زیادی دارد و مطمئنا جزو کشورهای ثروتمند خواهد شد و فقر لرها ریشه کن خواهد شد.
4- دیگر مجبور به مهاجرت به شهرهای فارس نشین نخواهیم بود تا در به در دنبال یک لقمه نان باشیم، در سرزمین خودمان زندگی خواهیم کرد.
5- دیگر مورد تحقیر قرار نخواهیم گرفت.
6- و بقیه ی حقوقی که بدست خواهیم آورد.
در کل استقلال ملت لر امروزه ضروری به نظر می رسد. و کسانی که با این امر مخالفت دارند یا از خارج از مجموعه لر هستند یا افرادی خائن هستند. استقلال لرستان بزرگکمک بزرگی خواهد بود به این مردم و طرح موضوعاتی کلیشه ای هیچ دردی را از ما دوا نمی کند.
حادثه نسل کشی لرها توسط رضا خان که خود یکی از پان فارس ها بود همیشه مورد تحریف تاریخ نویسان فارس بوده. آنها سعی کرده اند این حادثه بزرگ را کوچک جلوه دهند و تا جایی که می توانند درباره ی آن حرفی نمی زنند. زیرا آنها نمی خواهند لرها از تاریخ خود با خبر شوند و به خود بیایند. زیرا در اینصورت منافع شان به خطر می افتد.آنها می خواهند سرزمین و منابع ملت لر را غارت کنند ، آنها می خواهند با بیابان کردن سرزمین لرها بیابان های خود را آباد کنند. موفق هم بوده اند آنها اصفهان که یک بیابان بوده را با غارت آب های بختیاری سرسبز کرده اند ، کارخانه های صنعتی ایجاد کرده اند و کشاورزی خود را توسعه داده اند. با این کار زمین های سرسبز بختیاری را بیابان کرده اند و کمبود آب باعث شده کشاورزی بختیاری ها رکود پیدا کند. اهالی قم هم همین کار را کرده اند.و از لرستان آبها را برده اند تا کارخانه بزنند. پروژه ی قمرود که توسط سپاه پاسداران جمهوری به ظاهر اسلامی انجام شد تیر خلاصی بود بر پیکره ی ملت لر. و نتیجه اش خشکسالی و کم آبی در لرستان شد در حالی که بارش باران در لرستان از سال های قبل بهتر هم بود. بله لرستان کم آب شد چنانکه در بروجرد ظرف های مردم چند روز نشسته ماندند.و مردم بروجرد به نشان اعتراض ظرف های نشسته خود را به مقابل فرمانداری بردند. بله سرما و برف را باید لرها بچشند و آبش را فارس ها.
سازمان آب اصفهان در پاسخ اعتراض و تقاضای خسارت مردم بختیاری نسبت به زیر آب رفتن و نابودی شیرهای سنگی و نمادهای فرهنگی بختیاری می گوید: اینها ارزش فرهنگی ندارند و مغایر با فرهنگ ایران هستند. بله وقتی مردم بختیاری اینگونه به اصفهانی ها اجازه می دهند بیایند در سرزمینشان تونل حفر کنند البته که نتیجه اش این گستاخی ها می شود.
نفت مسجد سلیمان را مفت مفت می خورند. آنوقت در مراسمی که در شرکت نفت برگزار می شود. به کسانی که لباس بختیاری پوشیده بودند اجازه ورود ندادند. و گفتند این لباس ها در شان این مجلس نیست.
بله دوستان برای غارت کردن لرها نیاز است که تاریخ مردم لر را تحریف کنند. لازم است که میان آنها تفرقه بیاندازند، لازم است که دم از برادری و برابری بزنند، لازم است که مدام بگویند هموطن زیرا اگر این کارها را نکنند بیم آن می رود که لرها به خود بیایند و دستشان را از این منابع قطع کنند.
دوستان آیا وقت آن نرسیده که با حقیقت روبه رو شویم. دیگر بس است اینقدر گول آنها را خوردیم آخر ما چه هموطنی با آنها داریم. به قول ضرب المثل لری: بجور جاته بنه پاته . وقتی آنها ما را قبول ندارند فقط خودمان را کوچک کرده ایم که به آنها بچسبیم. بیاید دست در دست هم بدهیم و با ظلم مبارزه کنیم. به خدا اگر همه مان با هم متحد شویم به آسانی می توانیم با ظلم مبارزه کنیم.
مهدی اورک یک از بزرگترین پهلوانان بختیاری بود او از طایفه اورک هفت لنگ بختیاری که محل سکونتشان در اطراف ایذه و اردل می باشد بود. وی مردی زورمند و بزرگ هیکل بود که در شکار و مبارزه حرف اول را میزد. وی مبارزی سرسخت و جسور بود. و دقیقا هر مهارتی که نشان از مرد بودن و پهلوان بودن باشد او داشت ، سوارکاری ماهر ، تیر اندازی ماهر ، در کشتی گیری و مبارز تن به تن استاد بود ، جوانمرد، شجاع و بی باک. او در جنگ های زیادی شرکت کرد. بی شک یکی از بزرگترین حماسه های بختیاری مربوط به او می شود. زمانی که راهزنان به روستایشان حمله می کنند و برادرانش را می کشند او وقتی به روستا می آید و جسد برادرانش را می بیند نه گریه می کند و نه زاری او از خون برادران خود می خورد و بدنبال انتقام می رود و غارتگران را در دره ای گیر می اندازد و به تنهایی یک قافله راهزن را از پا در می آورد. کشتن هفتاد ، هشتاد نفر راهزن تنها کار ابر قهرمانان است و کار ساده ای نیست. درآن زمان بختیاری ها که از این گروه غارتگر بشدت به تنگ آمده بودند از شنیدن این خبر بسیار خوشحال شدند و بسیاری از طوایف و خوانین برای او تشکر نامه و هدیه فرستادند. او شکارچی ماهری بود بطوری که هر وقت به شکار می رفت حداقل با دو سه عدد پازن بر می گشت و به اصلاح صیاد ماهری بود. آوازه ی او در سرتاسر بختیاری و حتی لرها و در مناطق زاگرس پیچیده بود و همه او را می شناختند و به هر روستایی که می رفت از او بسیار استقبال می شد. البته به جزء کشتن راهزنان وقایع زیاد دیگری از ایشان نقل شده مانند زمانی که سه چهار نیروی دولتی که قصد زورگویی و تجاوز به مردم بختیاری در یکی ازروستا های بختیاری نشین را داشتند ایشان که همان لحظه در آن روستا مهمان بوده از ماجرا باخبر می شود و به سراغ مامور ها می رود در حالی که یکی از مامورها به او اخطار می دهد که جلو نیاید و اسلحه را می کشد که شلیک کند مهدی خان یک جهش میکند و نه تنها با یک مشت او را گیج می کند و به سرعت نفر بعدی را هم با ضربه زخمی می کند و اسلحه ی او را می گیرد و همه ی آنها را خلاص می کند. در کل مهدی خان به مردم بسیار کمک می کرد و هر وقت مشکلی پیش می آمد بیشتر وقتها از او چاره جویی و درخواست کمک می کردند و او هم طبق رسم مردان بختیاری هیچ وقت به درخواست دیگران نه نمی گفت و بیشتر مواقع خود را برای مشکلات دیگران تا سرحد مرگ به خطر می انداخت. اینچنین بود که نام مهدی ماندگار شد چنانچه هنوز پس از سال ها بسیاری از بختیاری ها هنوز او را در یاد دارند و از او به نیکی یاد می کنند و اکثر بختیاری ها از وی خاطرات خوشی دارند. او فرزند یکی از مردان بزرگ و نیک نام طایفه اورک و بختیاری به نام اسماعیل بود که او را سمال هم می نامید و به همین خاطر به مهدی خان ، مهدی سمال هم گفته می شد.
استقلال طلبی در بین ملت لر سابقه ی طولانی دارد و قیام های زیادی صورت گرفته که بنا به دلایلی شکست خورده ما از تمام ملت لر می خواهیم ما را در این مسیر یاری نمایند.